|
اقتصادی و گردشگری گردش |
|||||||
|
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: 11:29 :: نويسنده : doozal489
در تکمیل گفته های برادر ، می گویم علم اقتصاد یعنی « علم تخصیص بهینه منابع محدود ». واقعیت این است که منابع ( چه طبیعی مثل زمین ، آب و چه غیر طبیعی مثل نیروی کار ، سرمایه ) همواره محدود می باشد. علم اقتصاد آمده است تا این منابع محدود را به صورت بهینه ای به افراد یا بنگاه های اقتصادی تخصیص دهد. حالا این بهینه چه معنایی دارد بماند!! توضیح : اگر سوالی مرتبط با بهینه بودن دارید لطفا به مباحث پرتو مراجعه کنید. در غیر اینصورت فعلا به مفهوم این واژه گیر ندهید. نکته مهم دیگر آنکه ، من همچنان مصر بر این مطلب می باشم که تعریف این دو واژه از دید نگارنده شفاف شود. فرهنگ فارسی عمید ، معانی زیر را برای این دو واژه ارائه داده است: - اقتصاد : میانه روی کردن ، میانه روی در هر کاری، به اندازه خرج کردن ، تعادل دخل و خرج را نگاه داشتن - عشق : شیفتگی، دلدادگی ، دلبستگی ، دوستی مفرط بر این اساس به نظر می رسد تعریف «عشق» از ذهنیت عموم شفاف تر از تعریف «اقتصاد» می باشد. بنابراین فقط به معنای واژه «اقتصاد» گیر می دهیم. دو نکته در تعریف واژه اقتصاد ( تاکید می کنم «واژه» اقتصاد نه «علم» اقتصاد ) وجود دارد : ۱- میانه منظور نه حد زیاد است نه حد کم. یعنی متوسط. نه افراط نه تفریط ۲- اندازه یا تعادل ، مترادف با معنای میانه نمی باشد. و تعریف خودش را دارد و بستگی به ظرف تعادل ( جایی که تعادل قرار است آنجا اتفاق بیافتد ) دارد. * نکته اساسی : اگر چیزی در حد میانه خرج شود ، لزوما به معنای رسیدن به حد تعادل نیست. می خواهم بگویم چه بسا تعادل یک سیستم ( این واژه را برادر تعریف کند لطفا ) از افراط یا تفریط حاصل شود!! بنابراین تعریف اندازه یا تعادل هم خودش داستانی دارد که اگر بخواهم همه واژه ها را برایتان تعریف کنم که باید بروم فرهنگ عمید ۲ را بسازم و از کار اصلی ام می مانم. توضیح ۱: فعلا به همین بسنده کرده ، زیاد گیر ندهید تا ذهن اولیه خواهر و برادر در مورد این موضوع روشن تر شود. بنابراین باید به این دو واژه و ترکیب اضافه ی حاصله از آنها بیشتر فکر کنم تا در مرحله بعد از عرضه ، تقاضا و نقطه تعادل عشق بنویسم. توضیح۲ : بیا!! دیدی چه زود نوشتم برادری؟جبران همه ننوشته هایم یا سپیدنوشت هایم! توضیح ۳ به برادر جهت رفع سوء تفاهم حاصله: «امکانپذیری» یا «معناداری» یک مفهوم را میدهند. برادرجان چرا یکی را رد کرده اید و دیگری را تایید؟ دو سوال مطرح است که هر دو مترادف می باشند : امکان دارد این دو واژه کنار هم باشند؟ اگر این دو واژه کنار هم باشند معنادار می باشند؟ که شما سریعا چنین فرضیه مهمی را رد نموده اید! حرف آخر۱ : هنوز در رد یا قبول این فرضیه تردید دارم! حرف آخر ۲ : با توضیحات بالادو چیز مشخص شد: ۱- علم اقتصادبه طور خلاصه علم تخصیص بهینه منابع محدود است ۲- واژه « اقتصاد» دو معنای متضاد در خود مستتر دارد (یک : میانه. دو : تعادل و اندازه ) حرف آخر ۳ :جالب است که واژه اقتصاد عشق راخودمان ساخته ایم اما دارم فکر می کنم که منظورمان ازمضاف « اقتصاد» ، علم اقتصاد بوده یا مفهوم خود واژه؟؟نکته بسیار ظریفی است. پیشنهاد ۱: به مفهوم این ترکیب اضافی بیشتر فکر کنیم. پیشنهاد۲ : برادر پاسخگو به ابهامات پاسخ دهند لطفا. در ضمن تقاضامندم به اچ صفر و اچ یک تان بگویید اینقدر در تست فرضیات شتابزده عمل نکنند. خاطرتان هست که در مباحث اقتصاد خرد ابتدا چند صد صفحه اندر تعاریف اقتصاد و اینها گفته می شود ، بعد به سراغ عرضه و تقاضا و خط قیمت و مسائل پیشرفته تر می روند!
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: 11:24 :: نويسنده : doozal489
خب.اجازه مي خواهم بعد از اين همه ننوشتن يك نفس عميق بكشم تا بتوانم بقيه مطلب را ادامه بدهم. اولا عذر خواهي بابت تاخيرم و كم كاري هايم . ثانيا سپاس بابت اينكه برادرم يك تنه سنگر اقتصاد عشق مان را در نبود من حفظ كرده و يادداشتهاي جالب و قابل تاملي درج نموده است.
اين مدت بعد از كمي تفكر پيرامون هدف مان از تاسيس اين وبلاگ و مطرح نمودن بحث علم اقتصاد عشق (!Loviconomics or Loveconomics ) ، به اين نكته رسيده ام كه اين مضاف و مضاف اليه عجيب ، قرارست چنين معنايي داشته باشند :
پرداختن به معناي عشق همچون يك كالا يا خدمات عرضه شده در فضاي علم اقتصاد. در واقع با همان سبك و سياقي كه علم اقتصاد به تحليل مسائل مي پردازد كه به عقيده من نوعي شبيه سازي يا Simulation انجام مي دهيم.
زيركتيبه!!: خواهر روشن شدن اين مطلب مهم را مرهون توضيحات قبلي برادر مي داند.
پرسش :
از منظر اقتصادي (Economic View) ، عشق جزو كالاها طبقه بندي مي شود يا خدمات؟
پاسخ :
از برهان خلف استفاده مي كنيم. از آنجائيكه عشق ، ملموس (Tangilble) نمي باشد كالا نيست. بنابراين خواهر هم با طبقه بندي آن در حيطه خدمات (Service) موافق مي باشد.
پس از مشخص شدن اينكه عشق از منظر اقتصادي جزو خدمات طبقه بندي مي شود ، در مرحله بعد به عرضه و تقاضاي آن ورود مي كنيم. اينجا جالب است سخني نقل كنم كه مي گويد :
حتي مي توانيد از يك طوطي هم يك دانشمند اقتصاد بسازيد!! همه آنچه كه بايد بياموزد عبارتست از دو كلمه « عرضه يا Supply » و « تقاضا يا Demand ».
بنابراين نشان از اهميت طرح اين دو واژه در علم اقتصاد را دارد. در علم اقتصاد عشق ، عاشق به عنوان عرضه كننده خدمت عشق يا Supplier و معشوق به عنوان مصرف كننده (Consumer ) و در برخي موارد تقاضا كننده ( Demander ) قلمداد مي شود.
بازاري هم كه در آن خدمت عشق ، عرضه و تقاضا مي شود ، زندگي نام دارد. هي فلاني. زندگي شايد همين باشد. غير از اين است برادر؟
خلاصه نتايج اين پست : 1- مبناي علم اقتصاد عشق همان شبيه سازي يا Simulation با علم اقتصاد رايج است 2- علم اقتصاد عشق ، علم پرداختن به مفاهيم مطروحه حول محور عشق از منظر زوايا و فرمولهاي اقتصادي است. 3- عشق خدمت است. 4- عاشق و معشوق به ترتيب عرضه كننده و مصرف كننده عشق در بازار زندگي مي باشند. 5- معشوق هميشه مصرف كننده (Consumer) عشق است اما لزوما تقاضاكننده (Demander ) عشق نيست.
نگارنده : خواهر.
نه. انگار قرار نیست خواهرم بنویسد. اینکه من می نویسم برای این است که نمی خواهم حاصل این تلاش مشترک و دوست داشتنی از بین برود. ظاهرا این روزها اقتصاد عشق خواهرم کمی کساد است و از همین رو بنده برای جلوگیری از تعطیلی بنگاه بایستی به هر نحو ممکن قیمت را بالاتر از هزینه متغیر متوسط نگاه دارم تا جلوی ورشکستگی را بگیرم.
با خودم فکر می کردم که عشق یک کالاست یا نوعی از خدمات. در اقتصاد تولیدات را به دوبخش کالا و یا خدمات تقسیم می کنند. البته در طی سالهای گذشته بحث اطلاعات و فرآیندها هم مورد نظر بوده است. به عنوان مثال تولید فولاد٬ تولید کالاست و ارائه سرویس بانکی٬ خدمات است. از حدود سال ۹۵ میلادی کارشناسان اقتصادی با این مشکل مواجه شدند که یک نرم افزار کالاست و یا خدمات. چون نرم افزار بر روی یک لوح فشرده قرار می گرفت و نه جایی را اشغال می کرد و نه به صورت یک خدمت ارائه می شد. (ببخشید که این بخش اقتصادیش بیشتر از عاشقانه اش شد).
حالا خودمانیم. عشق از جنس کالاست یا خدمات. آیا عشق را می شود وزن کرد؟ این سوالی است که خیلی دلم می خواهد پاسخی برایش بیابم. به نظرم عشق به خدمات بیشتر شبیه باشد تا کالا. هرچند ما وقتی کلمه خدمات را می شنویم یاد شرکت های خدمات نظافتی و قراردادهای پیمانکاری می افتیم. انگار عشق مانند یک سرویس از سوی عاشق به معشوق ارائه می شود. مصدرش شاید بشود عشق ورزیدن. فقط مشکلش این است که یک نفر می تواند بدون اینکه کسی بخواهد هم عشق بورزد در حالی که در اقتصاد چنین چیزی به هیچ وجه معقول نیست که سرویسی ارائه شود که متقاضی ندارد.
واقعا از منظر اقتصادی ماهیت عشق چیست؟ کاش خواهرم در قالب یک یادداشت به من جواب ده
آدام اسمیت را به عنوان پدر علم اقتصاد می شناسند. وی در نخستین کتاب علم اقتصاد که به ثروت ملل مشهور است عنوان می دارد که میزان ثروت یک کشور به دارایی طلا و نقره مرتبط نمی شود٬ بلکه ثروت کشورها حاصل تولید کالا٬ توانایی نیروی کار و ... است. کتاب آدام اسمیت به قدری در عرصه اقتصاد مهم است که وی را پدر علم اقتصاد می دانند. نگرش پایه ای اسمیت به موضوعات اقتصادی مانند تقسیم و تخصص نیروی کار٬ بهره وری و بازارها باعث گسترش علم اقتصاد طی ۲۰۰ سال گذشته گردیده است.
در دوره حاضر و به ویژه پس از گسترش کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات و همچنین ارائه نظریات گوناگونی پیرامون جایگاه نوآوری در رشد اقتصادی - توسط افرادی مانند شومپیتر - اقتصاد دانش محور در ادبیات اقتصادی جهان مطرح گردید و مورد توجه قرار گرفت. اقتصاد دانش محور اقتصادی است که در آن دانش عامل ایجاد ثروت به حساب می آید. جمله معروفی است در اقتصاد امروز که٬ ثروت بستگی به میزان دارایی٬ پس انداز پولی٬ زمین تحت تملک٬ میزان محصولات کارخانه و یا تعداد کارگران بنگاه اقتصادی ندارد بلکه مهمترین شاخص ثروت٬ میزان اطلاعات٬ دانش و آگاهی است. به هرحال در هر دوره و مبتنی بر شرایط هر عصر٬ موضوع ثروت در اقتصاد یکی از مفاهیم بسیار اساسی و تعیین کننده است که بررسی شیوه های شکل گیری٬ انباشت و مصرف آن می تواند نتایج ارزشمندی را حاصل کند. پس از این توضیح خلاصه که کاملا اقتصادی است٬ به سراغ موضوع بحث خودمان می روم. سوال اینجاست که در اقتصاد عشق چه چیز ثروت به حساب می آید.
به نظرم در اقتصاد عشق٬ مهمترین ثروت دوست داشتن است. به بیان دیگر در اقتصاد عشق کسی ثروتمندتر است که بیشتر دوست داشته باشد و بتواند ظرفیت های لازم در این جهت را در خویش فراهم نماید. خودمانیم٬ هر کس بتواند بیشتر و بهتر دوست داشته باشد - و روی این بهترش تاکید بیشتری دارم! - می تواند عشق را بیشتر رونق بدهد و آن را به صورت مناسب تری ابراز کند. در واقع این دوست داشتن است که معیار غنا و توانگری در اقتصاد عشق به حساب می آید.
اگر ثروت ملت ها در اقتصاد دیگران طلا و نقره٬ میزان تخصص کارگران٬ قدرت چانه زنی٬ اطلاعات٬ دانش و یا هر چیز دیگری باشد٬ در اقتصاد عشق ما و آن هنگام که سخن از تعالی انسان ها در میان است٬ دوست داشتن می تواند نقشی غیرقابل انکار ایفا نماید.
مرتبط با این موضوع حرف های زیادی در ذهنم دارم که ترجیح می دهم پس از اظهار نظر خواهر آنها را بیان کنم. آیا خواهرم موافق است که ثروت در اقتصاد عشق ما٬ دوست داشتن است؟
نگارنده: برادر...
خواهر بنا به درخواست برادر از قاعده يادداشتهاي يك در ميان تبعيت نمي كند و بالاخره يكجوري بايد كم كاري اين چند روز خود را جبران كند. در اين پست مي خواهيم به آن سه سوال كذا كه هميشه در علم رايج اقتصاد جنجال برانگيز و مورد بحث است ، بپردازيم!
اقتصاددانان همواره سه سوال اساسي در علم اقتصاد كالاها و خدمات مطرح مي كنند كه ما با استفاده از متدولوژي شبيه سازي كه در پست قبلي توضيح داديم مبناي كار تاسيس اين وبلاگ است ، مشابه همين سه سوال را در علم اقتصاد عشق مطرح مي كنيم :
1- چه چيز بايد از انواع گستره كالاها و خدمات توليد شود ؟(What)
2- چگونه براي توليد آن بايد عوامل گوناگون را با هم تركيب نمود ؟(How )
3- كالا يا خدمات براي كه توليد مي شوند ؟(For Whom )
پاسخ پرسش اول ( چه چيز) : با توجه به تك محصولي بودن در اقتصاد عشق ، سوال اول موضوعيت ندارد. به عبارتي عشق تنها خدمتي است كه در علم مذكور توليد ، عرضه يا ارائه مي شود.
پاسخ پرسش دوم ( چگونه ) : عوامل گوناگوني كه اين پرسش مطرح ساخته است ، در علم رايج اقتصاد عواملي از قبيل زمين ، كار ، ماشين آلات بوده است. در علم اقتصاد عشق ، عوامل لازم و دخيل در عرضه انواع عشق ( لازم به ذكر است عشق به صورت يك طيف در نظر گرفته شده است كه از ذهن خواهر به لحاظ كيفيت ، عمق و ... مي تواند متفاوت باشد و خود انواعي دارد كه بعدا به آن مي پردازيم ) مي تواند محيط فردي ، درك عقلاني هر فرد ، قلب و احساسات مشتقه از آن و ... باشد. نحوه تركيب اين عوامل مي تواند منجر به توليد انواع عشق ها شود. ( اينجاس كه آدم تازه فرق عشق با عشق رو مي فهمه! اينجاس كه مثلا تازه آدم مي فهمه چه بسا عشقي كه يه برادر سببي به خواهرش عرضه مي كنه موثرتر و مداوم تر از عشقي باشه كه يه برادر واقعي به آدم عرضه نمي كنه! اينجاس كه به فرض مثال اگه دو نفر داشته باشي كه عاشقت باشن تازه مي فهمي كدومشون دازن عشق اصيل تر و عميق تري بهت عرضه مي كنن. اينجاست كه از روي زندگي هايي كه متلاشي شدن تازه مي فهمي ، توليد و عرضه عشقايي قلابي انجام شده يا اينكه عشق توليد شده مثه يه كالا معيوب يا مثه يه خدمت ناكامل بوده و خدمات پس از فروش نداشته و ....آخيش. خيالم راحت شد يكم غير رسمي حرف زدم. آخه اين بخش كه چه طوري تركيب قشنگي از دل و عقل و شناخت و اينا بچيني كنار هم تا يه عشق بي نقص يا حداقل كم نقص توليد بشه ، خيلي مهمه و همش مباحثيه كه تو اين بخش يعني پرسش دوم مطرحه. اينجا جا داره كه از سر فوران احساسات و عواطفم به برادر بگم خيلي عزيزي واسه خواهر.)
پاسخ پرسش سوم ( براي كه ) : اينكه عشق براي كه توليد يا عرضه مي شود مبحثي است كه اندكي متفاوت با پرسش مشابه مطرح شده در علم اقتصاد است. در علم معمولي اقتصاد ، پاسخ اين پرسش آن ميشد كه بله. كالا و خدمات براي متقاضي توليد مي شود. متقاضي فردي است كه حاضر است در ازاي پرداخت قيمت آن كالا يا خدمت ، آنرا دريافت نمايد. اما در علم اقتصاد عشق ، لزوما چنين نيست. در اقتصاد عشق ، عاشق به عنوان عرضه كننده ( Supplier ) و معشوق به عنوان مصرف كننده ( Consumer ) قلمداد ميشوند.نكته بسيار مهم آنست كه مصرف كننده عشق لزوما به معناي متقاضي ( Demander ) عشق نمي باشد.
بنابراين عرضه كنندگان عشقهايي اينچنيني در اصطلاح يا 1- عشاقي ايثارگر و بدون توقعي مي باشند كه قيمتي در ازاي ارائه يا عرضه خدمت عشق دريافت نمي نمايند و يا 2- عشاقي مي باشند كه معشوق شان به هر دليل كه چرا و چگونه اش بماند ، در زمان عرضه خدمت عشق ، حاضر به پرداخت قيمت آن و به عبارتي تقاضا نمودن آن نمي شوند. مصداقش را سالها قبل پير همدان بابا طاهر ، كه اخيرا از زيارتش بازگشته ام به شيوايي بيان كرده است:
چه خوش بي مهرباني هر دو سر بي ... كه يك سر مهرباني درد سر بي ...
خلاصه نتايج اين پست : 1- سه سوال در علم اقتصاد عشق مطرح است. چه چيز ، چگونه بايد براي كه توليد شود ؟؟؟ 2- علم اقتصاد عشق تك محصولي است گرچه اين محصول يا خدمت كه طيف عشق نام دارد خود انواع متفاوتي دارد3- عوامل توليد عشق متاثر از محيط فردي ، درك عقلاني هر فرد ، قلب و احساسات مشتقه از آن و ...است كه بسته به نحوه تركيب هر كدام از اين عوامل عشق هاي متفاوتي از لحاظ كيفي (درك ، عمق ، ماندگاري ، زيبايي ، اصالت و...) توليد مي شود. 4- برخي عرضه كنندگان عشق به دلايلي ، قيمتي در ازاي عرضه خدمات عشقي خود دريافت نمي نمايند.
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: 11:20 :: نويسنده : doozal489
تولید یکی از نظریات اساسی در علم اقتصاد است. این نظریه به صورت عمده پیرامون این نکته بحث می کند که برای تولید مقدار مشخصی از کالا و خدمات چه مقدار از منابع و با چه نسبتی بایستی با یکدیگر ترکیب شوند تا محصول مورد نظر تولید شود. این نظریه به میزان اثرگذاری هر یک از منابع در فرآیند تولید می پردازد و شاخص هایی چون تولید متوسط٬ تولید نهایی و تولید کل را تحت نظر قرار میدهد. ورودی های یک تابع تولید را نهاده های تولید و خروجی های آن را ستاده تولید می نامند.
در اقتصاد عشق ما٬ عشق می تواند خود یک محصول نهایی فرض شود. در این صورت بایستی بررسی کرد که چه اقلامی بایستی بایکدیگر ترکیب شود تا عشق تولید شود. یا به قول بعضی ها عشق در و شود. به صورت ریاضی می توان گفت که بایستی در نهایت این بحث٬ به تابعی مانند ذیل برسیم که بر اساس آن٬ عشق مبتنی بر نهاده هایش قابل بیان باشد.
TLP = f (A1, A2, A3, ..., An) TLP: Total Love Production
بعد مي توان به ازاي هر يك از اين موارد٬ بررسي كرد كه آيا مشتق اول و دوم تابع نسبت به آن عامل مثبت است يا منفي. بر اين اساس ويژگي هاي تابع توليد عشق را شناسايي كرد. من يكي از عوامل بسيار موثر را در توليد عشق توسط يك فرد و يا حتي در سطحي وسيع تر توسط يك زوج و يا يك جمع٬ شرايط محيطي رشد و پرورش مي دانم. در واقع من براي A1 محیط خانوادگی است. کسانی که در خانواده ای مهربان و دارای روابط صمیمانه رشد می کنند و بزرگ می شوند قادرند احساسات خود را بهتر بروز داده و در مجموع روابط عاشقانه تری از خود نشان دهند. مشتق اول نسبت به این متغیر مثبت است یعنی هرچه این محیط صمیمی تر و عاطفی تر باشد میزان بروز عشق بیشتر خواهد بود اما مشتق دوم منفی است. یعنی رشد اثرگذاری کاهنده است.
فکر می کنم برای شروع دوباره این یادداشت ها٬ همین قدر کافی باشد. خوشحال میشوم اگر مخاطبان این یادداشت ها نیز در صورت تمایل٬ در یافتن عوامل موثر بر بروز عشق توسط یک فرد با ما همکاری کنند
اکتشافات اولیه معدن مس در محلی بنام اندریان مابین شهرستان ورزقان و خاروانا که بدست یک سرما یه گذار خارجی و ایرانی
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: 10:25 :: نويسنده : doozal489
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: 10:23 :: نويسنده : doozal489
![]() مختصري درباره گردشگري شهرستان جلفا
شهرستان جلفا در کناره رودخانه مرزي ارس ، يکي از مناطق زيباي
طبيعي بکر و دست نخورده کشور است که در 120 کيلو متري تبريز
و 50 کيلومتري شمال شهر مرند واقع شده و از دو بخش مرکزي و
سيه رود تشکيل شده و مرکز آ ن شهر جلفا و قطب جمعيتي آن
هاديشهر مي باشد. و بخش اعظم آن کوهستاني است و در بين
شهرستانهاي کليبر ، ارسباران ، مرند ، خوي و در جنوب جمهوري هاي
خود مختار نخجوان و ارمنستان قرار دارد.
قسمتي از شهرستان كه در حاشيه رودخانه ارس واقع شده اصولاً
داراي آب و هواي گرم و معتدل بوده اما مناطق ييلاقي آن در ارتفاعات
عمدتاً از آب و هواي خنك در تابستانها و برف و كولاك شديد در
زمستانها برخوردارند. گرمترين و سردترين ماه سال تير و بهمن
ميباشند. دماي متوسط سالانه در ايستگاه هواشناسي 8/15
درجه سانتيگراد ميباشد.
همچنين ميانگين ده ساله بارش در اين ايستگاه 176 ميليمتر ميباشد
که با افزايش ارتفاع ميزان نزولات نيز افزايش مييابد
در اين شهرستان پناهگاه حيات وحش " کيامکي " قرار گرفته که
نام اين پناهگاه ، از کوه 3347 متري " کيامکي داغي " که از مهمترين
ارتفاعات شهرستان به شمار مي آيد ، برگرفته شده است . در دامنه
شمالي ارتفاعات کيامکي داغ و داخل يکي از دره هاي نزديک روستاي
داران ، آبشار زيبايي با نام " آسياب خرابه " قرار دارد که اطراف آنرا
درختچه هاي انجير ، زرشک و نسترن هاي وحشي پوشانده است .
در محل ريزش آب ، گياهان آبزي و کنارآبزي نظير خزه ، پرسياوش و
بولاغ اوتي روييده است که بر زيبايي هاي آبشار مي افزايد. يکي از
ويژگي هاي منحصر به فرد آبشار ، آن است که به علت مقاومت
نداشتن طبقات آهکي، قسمت زيرين آبشار عقب نشيني کرده است
و بدين ترتيب، در اين قسمت حفره اي به وجودآمده است و در اين
حفره ، درختان بيد تنومندي روييده اند که سايه اندازشان محل
مناسبي براي استراحت گردشگران است . همچنين وجود
دره ماهاران در نزديکي روستاي قشلاق در دامنه شمالي کامکي
داغ و ييلاق " قره چي " در ناحيه جنوبي منطقه کيامکي موجب
شده است همه ساله بسياري از علاقه مندان طبيعت ،
گردشگران و کوهنوردان در کنار دامداران مهاجر به ديدن
آبشارها ، علفزارهاي وحشي و مناطق ييلاقي اين ناحيه است
در اين منطقه به علت وجود اختلاف ارتفاع بسيار در يك
محدوده و تفاوتهاي اقليمي متفاوت، فصول رويش گياهان
متنوع است. درحاليكه در اواخر زمستان و اوايل بهار در
كنارههاي رودخانه ارس درختان به شكوفه نشسته و گل و گياه
حال و هواي بهاري را در منطقه بوجود آورده است. ارتفاعات
جنوبي خصوصاً ارتفاعات كيامكي داغ پوشيده از برف بوده
و اوج رويشهاي آن در اواخر بهار و اوايل تابستان اتفاق ميافتد.
وجود اين تنوع اقليمي خود بر جذبههاي توريستي منطقه
افزوده و عليرغم عدم شناخت عموم از جاذبههاي طبيعي
موجود در منطقه باز هم تعداد كثيري از علاقمندان به طبيعت
در فصول مختلف سال از زيباييهاي اين منطقه استفاده
ميكنند. در ايام نوروزي به علت رويش لالهاي رنگارنگ
در دامنه اي كوهستاني كنتال و قلعه عليبيگ كه به
صورت مزرعهاي از لاله منظره بسيار بديع و زيبايي را
بوجود ميآورد تعداد زيادي از دوستداران طبيعت به منطقه
مراجعه و از تماشاي اين منظره بهرهمند ميشوند.
وجود آثار باستاني و تاريخي در اين منطقه ، نشانگر قدمت
تاريخي آن است . برخي از آثار تاريخي ، استحکامات و
قلعه هاي جنگي هستند که مردم منطقه براي دفاع يا
تهاجم از آنها استفاده مي کرده اند. يکي از مهم ترين
اين آثار " قلعه علي بيک " است . اين قلعه در بالاي
صخره هاي کامتال واقع شده است. مصالح به کار رفته
و سبک معماري در اين قلعه بيانگر آن است که قدمت
تاريخي ساختمان به دوران پيش از اسلام باز مي گردد.
شهرت يافتن اين قلعه به نام " علي بيک " از آن روست
که او يکي از خوانين قفقازي بوده و از منطقه تحت سلطه
صفويه گريخته و در اين قلعه اقامت گزيده است. در حال
حاضر ، فقط آثار ديوارهاي جانبي ساختمان اصلي و دروازه
ورودي قلعه که از يک طاق ضربي با سنگهاي تراشيده تشکيل
يافته است ، باقي مانده و بقيه تخريب شده اند.
از ديگر آثار تاريخي و مذهبي منطقه مي توان " گور قلعه يي "
در يک کيلومتري شرق روستاي مارازاد ، حمام
عباس ميرزاي قاجار واقع در روستاي کردشت که داراي سابقه
تاريخي درخشاني است
و از معماري بسيار زيبايي برخوردار بوده و از بناهاي
دوره صفويه است كه توسط حاكمان مستقر در قلعه
كردشت كه از موقعيت نظامي ويژهاي برخوردار بوده بنا
شده است. اين حمام در حال حاضر از بناهاي تاريخي
محسوب و تحت مراقبت ميباشد امامزاده محمد در قريه
" نوجه مهر " که طبق شجرهنامه از نواده امام جمعفر صادق
(ع) بوده و در دوران حكومت صفويه زندگي و در همان دوران
وفات و در اين مكان به خاك سپرده شده است ، امامزاده شعيب
كه به اواخر قرن هفتم زمان حكومت ايلخانيان منتسبت شده و
در روستاي دوزال واقع شده ، امامزاده اسماعيل در روستاي زاويه
، کليسا خرابه ( سنت استپانوس ) در 15 کيلومتري غرب شهر
جلفا و کل تپه ( تپه خاکستر ) که بقاياي يک آتشکده قديمي در
هاديشهر است را نام برد.
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: 10:22 :: نويسنده : doozal489
چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: 10:20 :: نويسنده : doozal489
بسمه تعالي
سر سلسله امرا را كردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در كلك و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملك الملوك كلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در كل ممالك محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در كلك عماد دومم درعالم، درعلم وحكم مسلم كل امم سرسلسله اهل كمالم اما كوطالع كامكار و كو مرد كرم؟ دلمرده آلام دهرم. كوه كوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علي الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس كه مداح که گردم و كرا واسطه كار آرم كه مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد. مكرر داد كمال دادم و در هر مورد مدح معركه ها كردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مكالمه و كررا سامعه و كور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محك ادراك آورده احساس مس كردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام كالحمار محمود و مسرور ... لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال كه كارهاي همه عكس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد كل معركه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد. عالم و عام لام و كرام، صالح و طالح، صادر و وارد، كودك و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر كس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و كاك، سركه و ساك، كره و عسل، سمك و حمل، گرمك و كاهو، دلمه و كوكو، امرود و آلو، الي كلم كدو، همه در راه، مكر دعاگو كه در كل محرومم و در حكم كاالمعدوم. اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر كرم سر كار اعلي كه سرالولد و سرالوالد در او طلوع كرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و كامها روا گردد. له طول عمر كطول المطر سواء له الدرهم، و كه المدر دهد مرد را كام دل كردگار همه عمر آسوده و كامكار دل آرا همه كار و كردار او ملك در سما مادح كار او طول الله عمره و دمره حاسده، هلك اعدانه، اعطه ماله، اصلح احواله و اسعد اولاده مدام السماء
درباره وبلاگ من ... از دیار خطه ی مذهبی و توریستی دوزال به امید آن که مطالبم نیازهای شما دوستان عزیز را فراهم کند و عاشقانه دوستتان دارم آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||||
|
|
|||||||